Hoshmand Aghili – Tapidanhaye Delha
متن آهنگ تپیدن های از هوشمند عقیلی
به زندان قفس مرغ دلم چون شاد میگردد
مگر روزی که از این بند غم آزاد میگردد
تپیدن های دلها ناله شد آهسته آهسته
رساتر گر شود این ناله ها فریاد میگردد
زاشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش دشنه و فولاد میگردد
ز بیداد فزون آهنگری گمنام و زحمتکش
علمدار و علم چون کاوه حداد میگردد
زاشک و آه مردم بوی خون آید که آهن را
دهی گر آب و آتش دشنه و فولاد میگردد
دلم از این خرابی ها بود خوش چون که میدانم
خرابی چون که از حد بگذرد آباد میگردد
به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زآن رو
که بنیاد جفا و جور بی بنیاد میگردد
ترانه آهنگ تپیدن های دلها از هوشمند عقیلی
دلم از این خرابی ها بود خوش چون که میدانم
خرابی چون که از حد بگذرد آباد میگردد
به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن زآن رو
که بنیاد جفا و جور بی بنیاد میگردد
آهنگ پیشنهادی موزیک 303 از هوشمند عقیلی
نظرات